ای در مسیر سرخ جنون قبله گاه من
حال و هوای عشق تو پشت و پناه من
ای اعتبار بی سر و سامانی دلم
چشم تو گشته باعث ویرانی دلم
حک گشته نقش عشق تو بر جای جای دل
افتاده است شوق تو در های های دل
یک جرعه از نگاه تو سرمست میکند
حتی نگاه کال تو سر مست میکند
طوفان حریف این دل سر کش نمیشود
درد هر آنچه زخم...مشوش نمیشود
شعر بلند اسم تو بر دل نشسته است
نقل محافل است ،که این دل-شکسته است
مستانه کاش با دل من گفتگو کنی
یکبار هم شده تو مرا آرزو کنی !
حرفی بزن حریف شنیدن شده است دل
بالی بده که مست پریدن شده است دل
یک مشت خاک شور تو افتاده درسرش
حالی بده رسیده نفس های آخرش
بگذار تا شکوه کند بی قرار تو
فریاد سر کند همه شب ، شرمسار تو
تحلیل شرح اسم تو بسیار مشکل است
رفتن به سمت عشق تو بی دار مشکل است
غرق تو میشود دل من با سلام تو
دیگر نمانده فاصله ای تا سلام تو
ای هر چه هست- مساله ((من)) نمانده است
دیگر بس است طاقت گفتن نمانده است

|